مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1321
طب اكبرى ( فارسى )
مايعات لازم سرشته و به اندازههاى متناسبه درست كرده و خشك مىكنند و در وقت نياز يا از بيرون به دور چشم ماليده و يا در بينى مىنهند و يا در عصارات و مايعات لازم حل كرده و در چشم يا بينى مىچكانند . اما اگر براى رودهها يا رحم استفاده كنند ، معمولا تركيباتى مثل ادويهء مسهله دارد و بزرگتر مىسازند به اندازهء مورد نياز تا غرض لازم را برآورده كند . شيرج التين : در كلف . شير دختر : شير زنى كه دختر زائيده است . صخر : در فصل ديوانگىها . صدغ : ما بين گوشهء ابرو و گوش است و آن را شقيقه نيز مىنامند و تثنيهء آن « صدغين » است . صديد : زرداب . صلايه : سابيدن ، هاون كردن . صلايه : هم به معنى سنگ پهنى كه ادويه را بر آن مىسابند مىگويند و نيز به سائيدن ادويه هم گفته مىشود . صنّاره : ميل گردى كه سر آن در گودى باشد كه چون زير رگ يا چيز ديگر اندازند كه آن را جابهجا كنند ، آن چيز در گودى اين ابزار افتد و نلغزد . و حكيم ارزانى در نوع سوم از انواع سبل كه در امراض چشم است اين ابزار را تشريح كرده است . ضاغط : درد فشارنده . ضرورت خلاء : خلاء ، در اصطلاح فلسفى عبارت از مكانى است كه از هر جوهرى خالى باشد و منظور از ضرورت خلاء ، اشاره به بحثى فلسفى است كه طبق آن به اثبات مىرسد كه وجود خلأ در عالم محال است . اين بحث ، دستمايهء اطباء براى تبيين برخى عملكردهاى بدن در دانش طب سنتى در مبحث نظرى و نيز ارائه برخى الگوهاى درمانى در مبحث عملى شده است . اما آنچه در مباحث اين كتاب منظور است اين است كه از آنجا كه خلأ در همه جا و از جمله در بدن انسان محال است كه وجود داشته باشد ، پس اگر مادهيى به فصد يا اسهال يا قىء يا حجامت و يا . . . از بدن خارج شود ، سبب مىشود كه مواد ديگرى كه به سبب اتصال رطوبات بدنى با هم به اين ماده متصل هستند جاى آن را بگيرند و يك جابجايى در چينش مواد و مايعات كل بدن ايجاد شود كه اين امر باعث درمان برخى امراض است ؛ چنانچه به كمك